معرفی کتاب سرگرم‌کردن خود تا سرحد مرگ
14

 تا سرحد مرگ خودمان را سرگرم کرده‌ایم

 چرا کتاب نیل پستمن، با گذشت چهل سال از انتشار، همچنان پرخواننده است؟

 هرازگاهی کتابی دانشگاهی به اثری پرفروش تبدیل می‌شود. در سال ۱۹۷۹ همه دربارۀ فرهنگ خودشیفتگی کریستوفر لش سخن می‌گفتند و سال گذشته نیز نسل بی‌قرار نوشتهٔ جاناتان هایت سرنوشت مشابهی پیدا کرد. معمولاً چنین آثاری زمانی مطرح می‌شوند که نگرانی عمومی دربارهٔ یک موضوع خاص به اوج می‌رسد، اما درست همان ویژگی‌ای که سبب موفقیتشان می‌شود، یعنی ارتباط عمیق با زمانه، اغلب باعث فراموشی سریعشان نیز خواهد شد. بااین‌همه، کتاب سرگرم‌کردن خود تا سرحد مرگ اثر نیل پستمن، پس از چهل سال، همچنان پرخواننده است، چرا؟

 زیدی اسمیت پستمن را «نابغه‌ای پیشگو» می‌داند و به هر کسی که می‌شناسد نسخه‌ای از کتاب را هدیه می‌دهد. جی کنگ، نویسندۀ نیویورکر، نیز ستون خود را با الهام از پستمن «بحث‌کردن تا سرحد مرگ» نامیده است.

 نقطۀ مرکزی استدلال پستمن این است که هر رسانهٔ تازه‌ای فرهنگ را بازسازی می‌کند. رسانه‌ها صرفاً حامل پیام نیستند، بلکه شکل اندیشیدن، مفهوم دانایی و قالب‌های بیان حقیقت را تعیین می‌کنند. به‌زعم او، در دهۀ ۱۹۸۰ فرهنگ آمریکا از الگوی نوشتار، که بر نظم منطقی و استدلالی استوار بود، به‌سوی تلویزیون حرکت می‌کرد که تابع الزامات نمایش بود. حتی برنامه‌های آموزشی نیز از منطق تبلیغات تلویزیونی تبعیت می‌کردند و آموزش را به سرگرمی تقلیل می‌دادند. پستمن بیش از همه از اخبار تلویزیونی انتقاد می‌کرد.

 او معتقد بود اخبار تلویزیونی مخاطب را به مصرف اطلاعاتی عادت می‌دهد که هیچ ارتباطی با زندگی، کنش یا واقعیت ندارد: خبرهایی بی‌زمینه، بی‌پیامد و بی‌اهمیت که تنها کارکردشان سرگرمی است.

 امروزه شبکه‌های اجتماعی جای تلویزیون را گرفته‌اند، اما توصیف پستمن همچنان صدق می‌کند. رسانه‌های اجتماعی به‌سبب ساختارشان انسجام، دقت و زمینه‌مندی را ناممکن می‌سازند. به عبارت دیگر، در جهانی که رقابت برای جلب توجه هر روز شدیدتر می‌شود، رسانه‌ها به‌طور طبیعی به‌سوی اغراق، تحریک و مشاجره گرایش پیدا می‌کنند. مشارکت در جدل‌های شبکه‌های اجتماعی به کاربر حس فعالیت سیاسی می‌دهد، درحالی‌که همۀ این جنجال‌ها بیشتر به سرگرمی شباهت دارد.

 کنگ می‌نویسد امروز گفت‌وگوهای سیاسی آن‌قدر پرهیجان شده‌اند که فکر می‌کنیم هر لحظه قرار است تصمیمات مهمی گرفته یا رد شوند، حال آنکه شکل این گفت‌وگوها، همان چیزی است که گفت‌وگوی واقعی را ناممکن ساخته است.

پستمن نوشتن این کتاب را در سال ۱۹۸۴ آغاز کرد، سالی که عنوان رمان جورج اورول را به یاد می‌آورد. او می‌خواست نشان دهد آمریکا نه گرفتار سانسور اورولی، بلکه در حال فرورفتن در خواب‌آلودگی هاکسلی است، جامعه‌ای که نه با ترس، بلکه با وفور سرگرمی خلع سلاح می‌شود. اما آنچه حتی او هم پیش‌بینی نکرده بود این بود که عوام‌فریبان قرن بیست‌ویکمی می‌توانند هر دو ابزار را هم‌زمان به کار گیرند: رسانه‌های سرگرم‌کننده را برای کسب قدرت به خدمت بگیرند و سپس از همان قدرت برای سرکوب، سانسور و بهره‌کشی استفاده کنند.

 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «تا سرحد مرگ خودمان رو سرگرم کرده‌ایم» که در سی‌وششمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب گزارشی است از «Still Amusing Ourselves» که نوشتۀ لورا میلر است و در تاریخ ۲۵ مارس ۲۰۲۵ در وب‌سایت اسلیت منتشر شده است.

یادداشت ها