معرفی کتاب عادت‌های خوب، عادت‌های بد
25

بخشی از متن کتاب

 این تجربه‌ای کاملاً رایج در نوعِ بشر است: می‌خواهیم تغییری ایجاد کنیم، برای آن تصمیمِ قاطع می‌گیریم و فرض می‌کنیم این همۀ آن چیزی است که لازم داریم. به این فکر کنید که باورِ عمومی تا چه اندازه روی جملاتی از این دست توافق دارد: «او آن چیز را به‌قدر کافی نمی‌خواست» یا «آیا واقعاً برای به‌دست‌آوردنش تمام تلاشت را کردی و نشد؟». 

 این نوع استدلالِ ساده‌انگارانه از همان ابتدای کودکی‌مان آغاز می‌شود و تا انتها به قوت خود باقی می‌مانَد. باور عمومی بر این است که همه‌چیز خلاصه می‌شود در نیروی اراده. 

 بنابراین تلاش برای تغییردادنِ خودمان تبدیل شده است به محکی برای سنجشِ قدرتِ شخصیت یا لااقل بخش خودآگاهِ آن.  به نظر من، فرضیۀ نیروی اراده از یک خطای ابتدایی -و از بسیاری جهات، منطقی- سرچشمه می‌گیرد. وقتی تصمیمی می‌گیریم، احساسمان این است که بخش مهمِ کار انجام شده است.

 جهان جای پُرآشوب و به‌هم‌ریخته‌ای است که ما را از اتخاذ تصمیم‌های مهم بازمی‌دارد. اغلب ما، تا زمانی که مجبور نشویم، گرفتن چنین تصمیم‌هایی را به تعویق می‌اندازیم. بنابراین زمانی که این کار را انجام دادیم احساس پیروزی می‌کنیم. اندکی وزن کم می‌کنیم، کارمان را عوض می‌کنیم ... اما سپس همه‌چیز کُند می‌شود. مشکل از اراده نیست. پس از چیست؟

عادت‌های خوب، عادت‌های بد: علم ایجاد تغییرات مثبت و پایدار

✍🏻 نوشتۀ وندی وود

✍🏻 ترجمۀ بابک حافظی

یادداشت ها